اکنون ادامه دارد..
قسمت پنجاه و ششم
مهمان: عبدالمحمود رضوانی
با حضور: احسان عبدی پور
معرفی پادکست
دارکساید
پادکست سعدی
شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)
عبدالمحمود رضوانی دهاقانی (مترجم، نویسنده، مدرس و استاد دانشگاه، دکترای زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه علوم انسانی در آمریکا، زاده ۱۳۳۳ ه.خ)
غیاث مدهون (به عربی: غیاث المدهون، شاعر فلسطینی / سوری / سوئدی، زاده ۱۹۷۹)
اشعار و جملات و عبارات
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
شمع را باید از این خانه به در بردن و کشتن
تا به همسایه نگوید که تو در خانهٔ مایی
(سعدی)
حُسنت به اتفاقِ ملاحت جهان گرفت
آری، به اتفاق، جهان میتوان گرفت
افشایِ رازِ خلوتیان خواست کرد
شمع شُکرِ خدا، که سِرِ دلش در زبان گرفت
(حافظ)
پردهداری بر آستانه عشق
میکند عقل و گریه پردهدری
چو خوری دانی ای پسر غم عشق
تا غم هیچ در جهان نخوری
(سعدی)
ترسم که اشک در غمِ ما پردهدر شود
وین رازِ سر به مُهر به عالَم سَمَر شود
(حافظ)
چرا دامنْ آلوده را حد زنم
چو در خود شناسم که تَر دامنم؟
(سعدی)
گرش ببینی و دست از ترنج بشناسی
روا بود که ملامت کنی زلیخا را
(سعدی)
منی که نام شراب از کتاب می شستم
زمانه کاتب دکان می فروشم کرد
کنون که کاتب دکان می فروش شدم
فضای خلوت میخانه خرقه پوشم کرد
(طالب آملی)
سر خدا که عارف سالک به کس نگفت
در حیرتم که باده فروش از کجا شنید
(حافظ)
یکی پرسید از آن گمکردهفرزند
که ای روشنگُهر پیرِ خردمند
ز مصرش بویِ پیراهن شنیدی
چرا در چاهِ کَنْعانش ندیدی؟!
بگفت: احوالِ ما برقِ جهان است
دمی پیدا و دیگر دم نهان است
گهی بر طارَمِ اعلیٰ نشینیم
گهی بر پشتِ پایِ خود نبینیم
اگر درویش در حالی بماندی
سرِ دست از دو عالم برفشاندی
(سعدی)
ای سیر تو را نانِ جُوین خوش ننماید
معشوقِ من است آن که به نزدیکِ تو زشت است
حورانِ بهشتی را دوزخ بود اَعراف
از دوزخیان پرس که اَعراف بهشت است
فرق است میانِ آن که یارش در بر
تا آن که دو چشمِ انتظارش بر در
(سعدی)
خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان
کاین شب دراز باشد بر چشم پاسبانان
(سعدی)
درازنای شب از چشم دردمندان
پرس تو قدر آب چه دانی که بر لب جویی
(سعدی)
هر خم از جعد پریشان تو زندان دلیست
تا نگویی که اسیران کمندِ تو کمند
(سعدی)
تا دلِ هرزهگَردِ من، رفت به چینِ زلفِ او
زان سفرِ درازِ خود، عزمِ وطن نمیکند
(حافظ)
گفتی: «ز خاک بیشترند اهل عشق من»
از خاک بیشتر نه، که از خاک کمتریم
(سعدی)
سایر
گازور (رختشور)
حروف کَم صَلا (یک اصطلاح در حروفنگاری و خطاطی است که به حروف بدون نقطه یا علامت دیگر (حروف مهمله) اشاره دارد. در واقع، به حروفی گفته میشود که در آنها از نقطه یا علائم دیگر برای تشخیص و تمیز دادن آنها از حروف مشابه استفاده نشده است)
Fler avsnitt av Aknoon | اکنون
Visa alla avsnitt av Aknoon | اکنونAknoon | اکنون med Aknoontalks finns tillgänglig på flera plattformar. Informationen på denna sida kommer från offentliga podd-flöden.
