بچه های قصرالدشت بخواننداز کتاب کابوس های فرامدرننویسنده : رضا کاظمیخوانش : سید سامان میربستانیداستان درباره چشم انتظاری مادری برای پسر نوجوانش است.ساعت 9 شب بود . معصومه خانوم کم کم داشت نگران می شد . به پسرش گفت : محمد جان برو ببین داداشت چرا انقدر دیر کرده . هرجام که باشه باید دیگه بیاد خونه . محمد با کلافگی لباس پوشید و رفت بیرون و معصومه خانوم تنهای تنها ماند با هزار خیال. نکند بلایی سرش آمده . نکند باز هم ... نکند خدایی نکرده ...
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Fler avsnitt av داستان شب
Visa alla avsnitt av داستان شبداستان شب med DASTANESHAB finns tillgänglig på flera plattformar. Informationen på denna sida kommer från offentliga podd-flöden.
