پدر نایبعلی بودن ، یک اندوه مضحک بود. پدر یک دیوانه بودن . یک منگول که هیچ آزاری برای دیگران ندارد. و سعی می کند که به دیگران کمک هم بکند. اما کسی کمک او را نمی پذیرد. چون دیوانست. همین . نایبعلی از آن دیوانه ها بود که حسابی تربیت شده بود. هیچ وقت کثیف نمی گشت و همیشه کت و شلوار می پوشید. طبیعت چیزی بزرگ به او و خانواده اش بدهکار بود. آن هم شعور او برای منفعت طلبی بیش از حدی بود که آدم های عاقل داشتند. داستان "پدر نایبعلی"نویسنده : بهروز انوارخوانش : بهنام خادم
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Fler avsnitt av داستان شب
Visa alla avsnitt av داستان شبداستان شب med DASTANESHAB finns tillgänglig på flera plattformar. Informationen på denna sida kommer från offentliga podd-flöden.
