Om avsnittet
سیر نیم سیر نی
از لب خندان تو
ای که هزار آفرین
بر لب و دندان تو
هیچ کسی سیر شد
ای پسر از جان خویش
جان منی چون یکی است
جان من و جان تو
تشنه و مستسقیم
مرگ و حیاتم ز آب
دور بگردان که من
بنده دوران تو
سیر نیم سیر نی
از لب خندان تو
ای که هزار آفرین
بر لب و دندان تو
جان منی چون یکی است
جان من و جان تو
جان منی چون یکی است
جان من و جان تو
پیش کشی میکنی
پیش خودم کش تمام
تا که برآرد سرم
سر ز گریبان تو
گرچه دو دستم بخست
دست من آن تو است
دست چه کار آیدم
بیدم و دستان تو
عشق تو گفت ای کیا
در حرم ما بیا
تا نکند هیچ دزد
قصد حرمدان تو
گفتم ای ذوالقدم
حلقه این در شدم
تا که نرنجد ز من
خاطر دربان تو
گفت که هم بر دری
واقف و هم در بری
خارج و داخل تویی
هر دو وطن آن تو
گفت که هم بر دری
واقف و هم در بری
خارج و داخل تویی
هر دو وطن آن تو
سیر نیم سیر نی
از لب خندان تو
ای که هزار آفرین
بر لب و دندان تو
جان منی چون یکی است
جان من و جان تو
جان منی چون یکی است
جان من و جان تو
خامش و دیگر مخوان
بس بود این نزل و خوان
تا به ابد روم و ترک
برخورد از خوان تو
تا به ابد روم و ترک
برخورد از خوان تو
تا به ابد روم و ترک
برخورد از خوان تو
Fler avsnitt
Visa alla avsnitt av Divan khial | دیوان خیالDivan khial | دیوان خیال med divan khial finns tillgänglig på flera plattformar. Informationen på denna sida kommer från offentliga podd-flöden.
