
من بی خود و تو بی خود ما را که بَرَد خانه؟(اجرای اول) - مولانا
Om avsnittet
✨ اجرای شورانگیز از غزل زیبای مولانای جان
✨ دیوان شمس | غزل شماره 2309
برای دسترسی به صدها اجرای کامل و رایگان غزل های زیبای فارسی میتونید اپلیکیشن اختصاصی دیوان خیال رو از طریق لینک زیر نصب کنید.
نصب برنامه:
https://play.google.com/store/apps/details?id=com.divanekhial.app
در یوتیوب ببینید:
در اسپاتیفای بشنوید:
https://open.spotify.com/album/3ZzXfEOw8tSu2JRc3aqnHk
در اپل موزیک بشنوید:
https://music.apple.com/us/album/man-bi-khod-to-bi-khod-single/6785296349
کانال تلگرام:
متن کامل شعر:
من بیخود و تو، بیخود؛ ما را کِه بَرَد خانِه؟
من چَند تو را گفتم: «کم خور، دو سه پیمانه!»؟
در شهر یکی کس را، هشیار نمیبینم
هر یک بَتَر از دیگر، شوریده و دیوانه
جانا! به خرابات آ تا لَذَّتِ جان بینی
جان را چِه خوشی باشد، بیصحبتِ جانانه؟
هر گوشه یکی مستی، دستی زِ بَرِ دستی
وان ساقیِ هر هستی، با ساغرِ شاهانه
تو، وقفِ خراباتی، دخلت مِی و خرجت مِی
زین وقف به هُشیاران، مَسپار یکی دانه
ای لولیِ بَربَطزن! تو مستتری یا من؟
ای پیشِ چو تو مستی، افسونِ من، افسانه
از خانه بُرون رفتم، مَستیم به پیش آمد
در هر نظرش مُضمَر، صد گلشن و کاشانه
چون کشتیِ بیلَنگر، کَژ میشد و مَژ میشد
وز حَسرتِ او مُرده، صد عاقل و فرزانه
گفتم: «ز کجایی تو؟»، تَسخَر زد و گفت: «ای جان!
نیمیم ز تُرکستان، نیمیم ز فَرغانه
نیمیم ز آب و گِل، نیمیم ز جان و دل
نیمیم لبِ دریا، نیمی همه دُردانه»
گفتم، که: «رفیقی کن با من که مَنَت خویشم»
گفتا، که: «بِنَشناسم، من، خویش ز بیگانه»
من، بیدل و دَستارم، در خانهٔ خَمّارم
یک سینِه سخن دارم، هین شرح دهم یا نِه؟
در حلقهٔ لَنگانی، میبایدْت لنگیدن
این پند ننوشیدی، از خواجهٔ عُلیانه؟
سَرمستِ چنان خوبی، کی کم بُوَد از چوبی؟
برخاست فَغان آخر، از اُستُنِ حَنّانه
شمسالحقِ تبریزی! از خلق، چه پرهیزی؟
اکنون که درافکندی، صد فتنهٔ فَتّانه
Fler avsnitt
Visa alla avsnitt av Divan khial | دیوان خیالDivan khial | دیوان خیال med divan khial finns tillgänglig på flera plattformar. Informationen på denna sida kommer från offentliga podd-flöden.