
عمریست تا به راه غمش رو نهادهايم ۳۶۵
Om avsnittet
غزل نمره ۳۶۵
مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلان
عمریست تا به راه غمش رو نهادهايم
روی و ريای خلق به يک سو نهادهايم
طاق و رواق مدرسه و قال و قيل علم
در راه جام و ساقی مهرو نهادهايم
هم جان بدان دو نرگس جادو سپردهايم
هم دل بدان دو سنبل هندو نهادهايم
ما ملک عافيت نه به لشکر گرفتهايم
ما تخت سلطنت نه به بازو نهادهايم
عمری گذشت تا به اميد اشارتی
چشمی بدان دو گوشهی ابرو نهادهايم
تا سحر چشم يار چه بازی کند که باز
بنياد بر کرشمهی جادو نهادهايم
بی ناز نرگسش سر سودایی از ملال
همچون بنفشه بر سر زانو نهادهايم
بر بوی عید وصل چو نظارگان ماه
چشم طلب بر آن خم ابرو نهادهايم
گفتی که حافظا دل سرگشتهات کجاست؟
در حلقههای آن خم گيسو نهادهايم
ابیات الحاقی:
حافظ به عیش کوش که ما نقد عقل و هوش
از بهر یار سلسلهگیسو نهادهایم
ننهادهایم بار جهان بر دل ضعیف
وین کار و بار بسته به یک مو نهادهایم
هشیار و عاقلیم که بر دست و پای عقل
زنجیر و بند از خم گیسو نهادهایم
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
Fler avsnitt
Visa alla avsnitt av رواق / Ravaqرواق / Ravaq med فرزآن finns tillgänglig på flera plattformar. Informationen på denna sida kommer från offentliga podd-flöden.