
رواق / Ravaq
دو یار زیرک و از بادهی کهن دو منی ۴۷۷
55 min•28 juni 2026
Om avsnittet
غزل نمره ۴۷۷
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
دو يار زيرک و از بادهی کهن دو منی
فراغتی و کتابی و گوشهی چمنی
من اين مقام به دنيا و آخرت ندهم
اگر چه در پیام افتند هر دم انجمنی
هر آن که کنج قناعت به گنج دنيا داد
فروخت يوسف مصری به کمترين ثمنی
بيا که رونق اين کارخانه کم نشود
به زهد همچو تویی يا به فسق همچو منی
ببين در آينهی جام نقشبندی غيب
که کس به ياد ندارد چنين عجب زمنی
ز تندباد حوادث نمیتوان ديدن
در اين چمن که گلی بوده است يا سمنی
از اين سموم که بر طرف بوستان بگذشت
عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی
به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند
چنين عزيز نگينی به دست اهرمنی
مزاج دهر تبه شد در اين بلا حافظ
کجاست فکر حکيمی و رای برهمنی؟
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
Fler avsnitt
Visa alla avsnitt av رواق / Ravaqرواق / Ravaq med فرزآن finns tillgänglig på flera plattformar. Informationen på denna sida kommer från offentliga podd-flöden.