
گوهر مخزن اسرار همان است که بود ۲۱۳
Om avsnittet
غزل نمره ۲۱۳
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
گوهر مخزن اسرار همان است که بود
حقهی مهر بدان مهر و نشان است که بود
عاشقان (محرم) زمرهی (اسرار) ارباب امانت باشند
لاجرم چشم گهربار همان است که بود
از صبا پرس که ما را همهشب تا دم صبح
بوی زلف تو همان مونس جان است که بود
طالب لعل و گهر نيست وگرنه خورشيد
همچنان در عمل معدن و کان است که بود
کشتهی غمزه خود را به زيارت (میآی) درياب
زان که بيچاره همان دلنگران است که بود
رنگ خون دل ما را که نهان میداری
همچنان در لب لعل تو عيان است که بود
زلف هندوی (زلف) تو گفتم که دگر ره نزند
سالها رفت و بدان سيرت و سان است که بود
حافظا بازنما قصهی خونابهی چشم
که بر (در) اين چشمه همان (نه آن) آب روان است که بود
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
Fler avsnitt
Visa alla avsnitt av رواق / Ravaqرواق / Ravaq med فرزآن finns tillgänglig på flera plattformar. Informationen på denna sida kommer från offentliga podd-flöden.