
رواق / Ravaq
ساقیا سایهی ابر است و بهار و لب جوی ۴۸۵
58 min•13 juli 2026
Om avsnittet
غزل نمره ۴۸۵
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
ساقيا سايهی ابر است و بهار و لب جوی
من نگويم چه کن ار اهل دلی خود تو بگوی
گوش بگشای که بلبل به فغان میگويد
خواجه تقصير مفرما گل توفيق ببوی
بوی يکرنگی از اين نقش نمیآيد، خيز
دلق آلودهی صوفی به می ناب بشوی
سفلهطبع است جهان بر کرمش تکيه مکن
ای جهانديده ثبات قدم از سفله مجوی
دو نصيحت کنمت بشنو و صد گنج ببر
از در عيش درآ و به ره عيب مپوی
شکر آن را که دگربار رسيدی به بهار
بيخ نيکی بنشان و ره تحقيق بجوی
روی جانان طلبی آينه را قابل ساز
ور نه هرگز گل و نسرين ندمد ز آهن و روی
گفتی از حافظ ما بوی ريا میآيد
آفرين بر نفست باد که خوش بردی بوی
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
Fler avsnitt
Visa alla avsnitt av رواق / Ravaqرواق / Ravaq med فرزآن finns tillgänglig på flera plattformar. Informationen på denna sida kommer från offentliga podd-flöden.