
رواق / Ravaq
صبح است ژاله میچکد از ابر بهمنی ۴۷۹
58 min•30 juni 2026
Om avsnittet
غزل نمره ۴۷۹
مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن
صبح است و ژاله میچکد از ابر بهمنی
برگ صبوح ساز و بده جام يک منی
در بحر مایی و منی افتادهام بيار
می تا خلاص بخشدم از مایی و منی
خون پياله خور که حلال است خون او
در کار يار باش که کاریست کردنی
ساقی به دست باش که غم در کمين ماست
مطرب نگاه دار همين ره که میزنی
می ده که سر به گوش من آورد چنگ و گفت
خوش بگذران و بشنو از اين پير منحنی
ساقی به بینيازی رندان که می بده
تا بشنوی ز صوت مغنی هوالغنی
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
Fler avsnitt
Visa alla avsnitt av رواق / Ravaqرواق / Ravaq med فرزآن finns tillgänglig på flera plattformar. Informationen på denna sida kommer från offentliga podd-flöden.