
ز دلبرم که رساند نوازش قلمی ۴۷۱
Om avsnittet
غزل نمره ۴۷۱
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
ز دلبرم که رساند نوازش قلمی؟
کجاست پيک صبا گر همی کند کرمی؟
قياس کردم و تدبير عقل در ره عشق
چو شبنمی است که بر بحر میکشد رقمی
بيا که خرقهی من گرچه رهن ميکدههاست
ز مال وقف نبينی به نام من درمی
حديث چون و چرا دردسر دهد ای دل
پياله گير و بياسا ز عمر خويش دمی
طبيب راهنشين درد عشق نشناسد
برو به دست کن ای مردهدل مسيحدمی
دلم گرفت ز سالوس و طبل زير گليم
به آن که بر در ميخانه برکشم علمی
بيا که وقتشناسان دو کون بفروشند
به يک پياله می صاف و صحبت صنمی
دوام عيش و تنعم نه شيوهی عشق است
اگر معاشر مایی بنوش نيش غمی
نمیکنم گلهای ليک ابر رحمت دوست
به کشتهزار جگرتشنگان نداد نمی
چرا به يک نی قندش نمیخرند آن کس
که کرد صد شکرافشانی از نی قلمی؟
سزای قدر تو شاها به دست حافظ نيست
جز از نیاز شبی و دعای صبحدمی
Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
Fler avsnitt
Visa alla avsnitt av رواق / Ravaqرواق / Ravaq med فرزآن finns tillgänglig på flera plattformar. Informationen på denna sida kommer från offentliga podd-flöden.