
اپیزود دهم - داش آکل اثر صادق هدایت
Om avsnittet
ولی نصف شب، آن وقتی که شهر شیراز با کوچههای پر پیچ و خم؛ باغهای دلگشا و شرابهای ارغوانیش بهخواب میرفت؛ آنوقتیکه ستارهها آرام و مرموز بالای آسمان قیرگون بههم چشمک میزدند؛ آن وقتی که مرجان با گونههای گلگونش در رختخواب آهسته نفس میکشید و گزارش روزانه از جلوی چشمش میگذشت، همانوقت بود که داش آکل حقیقی، داش آکل طبیعی با تمام احساسات و هوی و هوس، بدون رودربایستی از تو قشری که آداب و رسوم جامعه بهدور او بسته بود، از توی افکاری که از بچگی بهاو تلقین شده بود، بیرون میآمد و آزادانه مرجان را تنگ در آغوش میکشید، تپش آهستهٔ قلب، لبهای آتشی و تن نرمش را حس میکرد و از روی گونههایش بوسه میزد، ولی هنگامیکه از خواب میپرید، بهخودش دشنام میداد، به زندگی نفرین میفرستاد و مانند دیوانهها در اتاق بهدور خودش میگشت،
***
Intro : Dash Akol by Esfandiar Monfaredzadeh
Outro : Dash Akol by Gita
Fler avsnitt
Visa alla avsnitt av شبگو | Shabguشبگو | Shabgu med پایا غفاریان finns tillgänglig på flera plattformar. Informationen på denna sida kommer från offentliga podd-flöden.