
اپیزود سیزدهم - آرش کمانگیر اثر سیاوش کسرایی
Om avsnittet
پیرمرد، آرام و با لبخند،
کنده ای در کوره ی افسرده جان افکند.
چشم هایش در سیاهی های کومه جست و جو می کرد؛
زیر لب آهسته با خود گفت و گو می کرد:
«زندگی را شعله باید برفروزنده؛
شعله ها را هیمه سوزنده.
جنگلی هستی تو، ای انسان!
جنگل، ای روییده ی آزاد،
بی دریغ افکنده روی کوه ها دامان،
آشیان ها بر سر انگشتان تو جاوید،
چشمه ها در سایبان های تو جوشنده،
آفتاب و باد و باران بر سرت افشان،
جان تو خدمتگر آتش ...
سر بلند و سبز باش، ای جنگل انسان!
«زندگانی شعله می خواهد»، صدا سر داد عمو نوروز،
شعله ها را هیمه باید روشنی افروز.
کودکانم، داستان ما ز آرش بود
او به جان خدمتگزار باغ آتش بود.
***
Intro : Conquest of Paradise by Vengelis
Outro : New Land by Ian Post
Fler avsnitt
Visa alla avsnitt av شبگو | Shabguشبگو | Shabgu med پایا غفاریان finns tillgänglig på flera plattformar. Informationen på denna sida kommer från offentliga podd-flöden.