موج نوی سینمای فرانسه (French New Wave یا Nouvelle Vague) فقط یک سبک نبود؛ یک شورش بود علیه سینمای «مودب، استودیویی و از پیشپیشنوشتهشده» فرانسه دهه ۵۰. این جریان از جایی شروع شد که چند منتقد جوان تصمیم گرفتند به جای نوشتن درباره فیلمها، خودشان فیلم بسازند و قواعد را به آتش بکشند.
اگر نئورئالیسم ایتالیا واقعیت خیابان را وارد سینما کرد، موج نو فرانسه دوربین را از «داستان» آزاد کرد و به «تفکر لحظهای» تبدیل کرد.
زمینه فکری: قبل از دوربین، نقد
ریشههای موج نو در مجلهی Cahiers du Cinéma شکل گرفت؛ جایی که منتقدانی مثل فرانسوا تروفو و گدار بهشدت علیه «سینمای ادبی و قراردادی» مینوشتند.
ایدهی مرکزیشان ساده ولی خطرناک بود:
فیلم باید امضای شخصی کارگردان باشد، نه محصول کارخانهای استودیو.
از همینجا مفهوم «Auteur Theory» یا «نظریه مؤلف» شکل گرفت.
ویژگیهای موج نو
این جریان چند قانون را عملاً شکست:
- دوربین سبک و قابل حمل (اغلب دستی)
- فیلمبرداری در خیابانهای واقعی پاریس
- دیالوگهای بداهه یا نیمهبداهه
- تدوینهای پرشکاف و غیرکلاسیک (jump cut)
- ساختار روایی شکسته یا غیرخطی
- بازیگران غیرستارهای یا تازهکار
- پایانهای باز و گاهی بیمنطق
در واقع، موج نو گفت:
«فیلم قرار نیست رفتار جهان را تقلید کند؛ میتواند مثل ذهن انسان رفتار کند.»
کارگردانهای کلیدی Jean-Luc Godard
رادیکالترین چهره موج نو.
فیلمهایی مثل Breathless (À bout de souffle) سینما را از درون منفجر کردند. گدار عمداً قوانین تدوین، continuity و حتی منطق روایی را شکست.
او بیشتر از اینکه داستان بگوید، درباره «خودِ سینما» فیلم میساخت. در آثار بعدیاش حتی سیاست و فلسفه را وارد فرم سینمایی کرد.
اگر بخواهیم بیرحمانه بگوییم: گدار سینما را از حالت روایت به حالت «فکر کردن با تصویر» تغییر داد.
François Truffaut
انسانیتر و رواییتر از گدار.
فیلم The 400 Blows (Les Quatre Cents Coups) یکی از ستونهای موج نو است؛ یک داستان نیمهزندگینامهای درباره کودکی و طغیان.
تروفو برخلاف گدار، هنوز به «داستان» وفادار بود، اما داستان را از قالب کلاسیک آزاد کرد. او نشان داد میشود هم شاعر بود و هم ساختار را شکست.
Agnès Varda
گاهی او را «مادر موج نو» مینامند، هرچند بیرون از حلقه منتقدان اولیه بود.
فیلم Cléo from 5 to 7 نمونهای از نگاه زنانه و فلسفی به زمان و هویت است. وِردا بیش از دیگران به تجربه زیسته و نگاه درونی اهمیت میداد.
Éric Rohmer
فیلسوف موج نو.
فیلمهای او (مثل My Night at Maud’s) تقریباً بدون حادثهاند. تمرکز روی گفتوگو، اخلاق، انتخاب و تردید است.
روهمر نشان داد موج نو فقط شورش بصری نیست؛ میتواند کاملاً عقلانی و فلسفی باشد.
Claude Chabrol
نزدیکترین عضو به سینمای ژانری.
او بعدها به سمت تریلرهای روانشناختی رفت، اما در موج نو نقش مهمی در تثبیت نگاه انتقادی به طبقه بورژوازی داشت.
برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:
See omnystudio.com/listener for privacy information.
Fler avsnitt av پادکستِ سیالکتیک
Visa alla avsnitt av پادکستِ سیالکتیکپادکستِ سیالکتیک med Sialectic finns tillgänglig på flera plattformar. Informationen på denna sida kommer från offentliga podd-flöden.
