بریم سراغ منابعی که نگاههای اسطورهای و اساطیری به عشق در فرهنگهای مختلف (یونان، هند، ایران، میانرودان، مصر، چین، بومیان...) داشته باشن و عشق رو نه فقط بهعنوان احساس انسانی، بلکه بهعنوان نیروی کیهانی، الهی یا نمادین بررسی کرده باشن.
نگاه اسطورهای و باستانی به عشقدر بیشتر فرهنگهای باستانی، عشق فقط احساس انسانی نبود — یک نیروی کیهانی و مقدس بود که نظم جهان، زایش، و حتی مرگ را تنظیم میکرد.۱. میانرودان و شرق باستاندر اسطورههای سومری و بابلی، مثل اینانا و دموزی، عشق با باروری و فصول طبیعت یکی است. اتحاد جنسی آنها نه شهوانی بلکه مراسم آیینی برای تداوم زندگی و حاصلخیزی زمین است.
مرگ دموزی و سوگ اینانا، نماد از بین رفتن باروری در زمستان است.🌀 عشق = چرخهٔ مرگ و تولد، نه فقط احساس رمانتیک.۲. یونان باستاناینجا عشق چند چهره دارد:اروس (Eros): میل جنسی، انرژی خلاق هستی.آگاپه (Agape): عشق روحانی و فداکارانه.فیلیا (Philia): دوستی و پیوند انسانی.پراگما (Pragma): عشق پایدار و عقلانی.در نگاه افلاطونی و اسطورهای، اروس نیمهخدای دیوانهوارِ میل به زیبایی و جاودانگی است؛ عشق یعنی میلِ روح برای بازگشت به سرچشمهٔ الهی.در واقع، اروس همان نیرویی است که جهان را از آشوب به نظم کشاند.۳. هند باستاندر اسطورههای هندو، عشق جنسی خودش نوعی عبادت است.
رادها و کریشنا نماد پیوند جسم و روحاند، و عشق شهوانیشان نشانهی وحدت انسان و خداست.
در سنت تانترایی، رابطه جنسی بهعنوان راهی برای رهایی و یگانگی با برهمن (واقعیت مطلق) دیده میشود.عشق جسمانی مقدس است اگر آگاهانه به سمت وحدت هدایت شود.۴. ایران باستاندر اوستا و اسطورههای زرتشتی، اشا (نظم کیهانی) با عشق و پیوند درونی هماهنگ است.
در روایتهای بعدی مثل مهر و ناهید یا زال و رودابه، عشق نمایندهی هماهنگی دو نیروی متضاد (نور و تاریکی، مرد و زن) است.عشق در اینجا بیشتر نقش پل بین تضادها را دارد.۵. مصر و فرهنگهای آفریقاییعشق ایزیس و اوزیریس از مهمترین روایتهای جهان است:
ایزیس بدن تکهتکهشدهی اوزیریس را جمع میکند و او را زنده میکند تا فرزندشان، هوروس، متولد شود.
این یعنی عشق = قدرت بازآفرینی و جاودانگی. برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected] omnystudio.com/listener for privacy information.
نگاه اسطورهای و باستانی به عشقدر بیشتر فرهنگهای باستانی، عشق فقط احساس انسانی نبود — یک نیروی کیهانی و مقدس بود که نظم جهان، زایش، و حتی مرگ را تنظیم میکرد.۱. میانرودان و شرق باستاندر اسطورههای سومری و بابلی، مثل اینانا و دموزی، عشق با باروری و فصول طبیعت یکی است. اتحاد جنسی آنها نه شهوانی بلکه مراسم آیینی برای تداوم زندگی و حاصلخیزی زمین است.
مرگ دموزی و سوگ اینانا، نماد از بین رفتن باروری در زمستان است.🌀 عشق = چرخهٔ مرگ و تولد، نه فقط احساس رمانتیک.۲. یونان باستاناینجا عشق چند چهره دارد:اروس (Eros): میل جنسی، انرژی خلاق هستی.آگاپه (Agape): عشق روحانی و فداکارانه.فیلیا (Philia): دوستی و پیوند انسانی.پراگما (Pragma): عشق پایدار و عقلانی.در نگاه افلاطونی و اسطورهای، اروس نیمهخدای دیوانهوارِ میل به زیبایی و جاودانگی است؛ عشق یعنی میلِ روح برای بازگشت به سرچشمهٔ الهی.در واقع، اروس همان نیرویی است که جهان را از آشوب به نظم کشاند.۳. هند باستاندر اسطورههای هندو، عشق جنسی خودش نوعی عبادت است.
رادها و کریشنا نماد پیوند جسم و روحاند، و عشق شهوانیشان نشانهی وحدت انسان و خداست.
در سنت تانترایی، رابطه جنسی بهعنوان راهی برای رهایی و یگانگی با برهمن (واقعیت مطلق) دیده میشود.عشق جسمانی مقدس است اگر آگاهانه به سمت وحدت هدایت شود.۴. ایران باستاندر اوستا و اسطورههای زرتشتی، اشا (نظم کیهانی) با عشق و پیوند درونی هماهنگ است.
در روایتهای بعدی مثل مهر و ناهید یا زال و رودابه، عشق نمایندهی هماهنگی دو نیروی متضاد (نور و تاریکی، مرد و زن) است.عشق در اینجا بیشتر نقش پل بین تضادها را دارد.۵. مصر و فرهنگهای آفریقاییعشق ایزیس و اوزیریس از مهمترین روایتهای جهان است:
ایزیس بدن تکهتکهشدهی اوزیریس را جمع میکند و او را زنده میکند تا فرزندشان، هوروس، متولد شود.
این یعنی عشق = قدرت بازآفرینی و جاودانگی. برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected] omnystudio.com/listener for privacy information.
Fler avsnitt av پادکستِ سیالکتیک
Visa alla avsnitt av پادکستِ سیالکتیکپادکستِ سیالکتیک med NewshaCast UG finns tillgänglig på flera plattformar. Informationen på denna sida kommer från offentliga podd-flöden.
