فمینیسم یک کلمه نیست؛ یک تاریخِ چندلایه است که هر موجش از دل یک بحران بیرون آمده.
موج اول در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شکل گرفت؛ زمانی که مسئله اصلی «حق رأی» و شخصیت حقوقی زن بود. از Mary Wollstonecraft که پیش از تولد واژه فمینیسم از حقوق زن دفاع کرد، تا Hubertine Auclert که این واژه را سیاسی کرد، مطالبه ساده بود: زن، انسانِ کاملِ حقوقی است.
موج دوم (دهههای ۶۰ و ۷۰ میلادی) از دل بحرانهای پساجنگ و جنبشهای مدنی بیرون آمد. اینبار مسئله فقط رأی نبود؛ بدن، کار خانگی، سکسوالیته و نقشهای جنسیتی موضوع شد. کتاب The Feminine Mystique و جمله معروف Simone de Beauvoir — «زن، زن زاده نمیشود؛ زن میشود» — هسته فکری این موج را ساختند.
موج سوم در دهه ۹۰ گفت: «زن» یک هویت یکدست نیست. نژاد، طبقه، فرهنگ و گرایش جنسی تجربه زن بودن را تغییر میدهد. اینجا مفهوم تقاطعمندی پررنگ شد.
موج چهارم در عصر شبکههای اجتماعی متولد شد؛ جایی که روایتهای شخصی، آزار جنسی و خشونت ساختاری با هشتگها جهانی شدند. دیگر مسئله فقط نظریه نبود؛ افشاگری و پاسخگویی هم بود.
اما یک استثنای مهم: این تقسیمبندی «موجی» بیشتر روایت آنگلوساکسون است. در بسیاری از کشورهای غیرغربی، تاریخ مبارزه زنان خطی و موجی نبوده؛ گاهی همزمان با موج دوم غرب، هنوز درگیر مطالبات موج اول بودهاند. بنابراین «موجها» بیشتر ابزار آموزشیاند تا واقعیت تاریخیِ دقیق.
اگر بخواهم صادق باشم: فمینیسم یک پروژه تمامشده نیست؛ یک گفتوگوی مداوم درباره قدرت، بدن، قانون و فرهنگ است. هر بار که ساختار قدرت شکل تازهای میگیرد، فمینیسم هم مجبور میشود پوست بیندازد.
برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید:
See omnystudio.com/listener for privacy information.
Fler avsnitt av پادکستِ سیالکتیک
Visa alla avsnitt av پادکستِ سیالکتیکپادکستِ سیالکتیک med Sialectic finns tillgänglig på flera plattformar. Informationen på denna sida kommer från offentliga podd-flöden.
